تبليغاتX
ستاینده ستوده

JavaScript Codes
رفتم به خونه جدید با موضوع جدید

 

hmahmoodi.blogspot.com

+ نوشته شده در سه شنبه 8 تیر1389ساعت 11:2 توسط حامد |

از این به بعد اگه خدا قبول کنه و توفیق باشه با گرافیک در خدمتتتونیم

یا علی

+ نوشته شده در جمعه 4 تیر1389ساعت 16:14 توسط حامد |

"بی‌شرف" یعنی چه کسی؟

 

چرا کسانی که برای آزادی رکسانا صابری (خبرنگار آمریکایی)، یقه چاک می‌کردند برای آزادی حمید معصومی‌نژاد (خبرنگار ایرانی) کاری نمی کنند؟؟؟

 

 

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 20 اسفند1388ساعت 8:42 توسط حامد |

حرفای دکتر در مورد تکرار اشتباهات از سوی اسرائیل و دیدارش با سید حسن و بشار اسد و اسماعیل هنیه و بشارت های آقا در مورد فروپاشی اسرائیل و انگشتر جدید آقا می تونه نشانه چی باشه؟

+ نوشته شده در چهارشنبه 12 اسفند1388ساعت 9:38 توسط حامد |

+ نوشته شده در دوشنبه 10 اسفند1388ساعت 16:52 توسط حامد |

به نظر شما يك انسان چقدر مي تواند ساده لوح و از آن مهم تر خود بزرگ بين باشد كه اين حرفها را بزند؟

"سرآغاز همه حوادث پس از انتخابات، از مناظره احمدي‌نژاد و موسوي و نام بردن از هاشمي رفسنجاني در آن بود"، "هر دو طرف در جريان اين حوادث اقدام به افراطي‌گري كردند"، "هر دو طرف خشونت به خرج دادند"، و "چه اشكالي دارد كه كساني برخي از نظرات ولي فقيه را قبول نداشته باشند اما طرفدار نظام و امام و اسلام باشند."

وقتي كسي يهو و با اسم باباش آدم گنده اي بشه و  بياد مجلس خوب اينجوري هم ممكنه بشه ديگه! من كه پشيمانم به علي مطهري در انتخابات مجلس هشتم راي دادم.

پاسخ علي مطهري از زبان شريعتمداري:

1- مي گويند ماجرا از مناظره تلويزيوني آقايان احمدي نژاد و موسوي شروع شد و ادعا مي كنند اگر احمدي نژاد در آن مناظره نامي از آقاي هاشمي رفسنجاني به ميان نمي آورد، كار به اينجا نمي كشيد! خب! بر فرض كه بپذيريم آقاي احمدي نژاد در آن مناظره به خطا رفته است و نبايد نامي از آقاي رفسنجاني به ميان مي آورد. ولي ادعاي مضحك تقلب در انتخابات، دعوت از هواداران براي غائله آفريني و آشوب در خيابان ها، آتش زدن اموال عمومي، حمله به مقر بسيج و پاسگاه پليس، شعار به نفع اسرائيل، حمايت از آمريكا، پاره كردن عكس حضرت امام(ره) و نهايتاً اهانت به ساحت مقدس امام حسين عليه السلام چه ربطي به مناظره ياد شده دارد؟! اين درحالي است كه سران فتنه در تمامي موارد ياد شده از آشوبگران و غائله آفرينان آشكارا حمايت كرده و حتي اهانت كنندگان به حضرت امام حسين عليه السلام را با كمال وقاحت «مردم خداجوي»! ناميده اند! آيا چنانچه عليه آقاي هاشمي رفسنجاني حرفي زده شود، پاسخ آن، حمايت از اسرائيل و آمريكا و اهانت به امام(ره) و انقلاب و امام حسين(ع) است؟!

3- مي گويند در ماجراي اخير هر دو سو مقصر بوده اند و افراط گرايي از هر دو طرف صورت گرفته است! و توضيح نمي دهند كه اين دو طرف موردنظر آقايان كدام «دوطرف» هستند؟

الف: آيا دو جناح سياسي درون نظام در مقابل هم قرار گرفته بودند؟! بديهي است كه اين گزينه قابل قبول نيست چرا كه جناح سياسي درون نظام به آموزه ها و مباني نظام حمله نمي كند و عليه اصول و شاخصه هاي ساختاري نظام شعار نمي دهد و... آيا شعار «جمهوري ايراني» به جاي جمهوري اسلامي، نفي اسلاميت نظام نيست؟ آيا ادعاي مضحك تقلب در انتخابات و پذيرش تلويحي سلامت انتخابات - بيانيه شماره 17 موسوي- نفي جمهوريت نظام و حضور بي نظير 85 درصدي و راي 40 ميليوني مردم نيست؟! آيا شعار «مرگ بر اصل ولايت فقيه»! اعلام مقابله با جمهوري اسلامي ايران نيست؟ مگر شعار در حمايت از اسرائيل و آمريكا، پاره كردن تصوير مبارك حضرت امام(ره) و اهانت به ساحت مقدس حضرت امام حسين عليه السلام، اعلام جنگ با اسلام و خدا و پيامبر(ص) و ائمه اطهار(ع) نيست؟! از اين روي دو طرف مورد اشاره آقايان را فقط مي توان اينگونه توضيح داد كه در يك طرف، دشمنان اسلام و انقلاب و نظام اسلامي - البته با تعدادي اندك و كم شمار- ايستاده اند و در سوي ديگر توده هاي عظيم مردم وفادار به اسلام و امام و انقلاب و رهبري، آيا غير از اين است؟! معلوم است كه نيست. بنابراين آقاياني كه در جايگاه معلم اخلاق مي نشينند و زبان به نصيحت مي گشايند كه هر دو طرف مقصر بوده اند و نسخه آشتي مي پيچند، اولا؛ بايد مشخص كنند كه خودشان در كدام طرف ايستاده اند؟ در جبهه اسلام و انقلاب؟ در اردوگاه دشمنان اسلام و انقلاب؟ و يا اين كه «بي طرف»! هستند؟ در حالت سوم به يقين مي دانند كه «بي طرفي» در اسلام معني ندارد و بي طرف ها چه بخواهند و چه نخواهند در مقابل اسلام و انقلاب ايستاده اند و ثانيا؛ بايد توضيح بدهند كه چگونه مي خواهند ميان اسلام و انقلاب با دشمنان آن وحدت ايجاد كنند؟!... و اين قصه سر دراز دارد

4- آقايان «ميانجي»! مي گويند هر دو طرف دست به خشونت زده اند!! و توضيح نمي دهند كه اگر عده اي به تحريك سران فتنه و محافل بيگانه به خشونت گرايي، آشوب آفريني، ضرب و شتم مردم، قمه كشي، حمله به پايگاه بسيج و نيروي انتظامي، آتش زدن اماكن عمومي و اموال ملت، تعرض به نواميس مردم، قتل عابران و ... دست زدند وظيفه نيروهاي انتظامي چيست؟ آيا بايد دست روي دست بگذارند و در مقابل اين آشوب آفريني ها فقط ناظر بي طرف باشند؟! اگر چنين انتظاري داريد چه بخواهيد و بدانيد و چه نخواهيد و ندانيد، از آشوبگري و خشونت عليه مردم حمايت كرده ايد. چرا در اين ميان، به آسايش و آرامش مردم و حفظ جان و مال و نواميس آنها فكر نمي كنيد؟! در كجاي دنيا و با كدام عقل سليم و نگاه دموكراتيك و مردم سالارانه به آشوبگران و برهم زنندگان آرامش و آسايش مردم اجازه غائله آفريني مي دهند؟! پيرزني به كريم خان زند شكايت برد كه حراميان نيمه شب به خانه ام تاخته و اموالم را به غارت برده اند، كريم خان پرسيد؛ چرا خفته بودي كه حراميان فرصت تاخت و تاز پيدا كنند و پيرزن پاسخ داد؛ پنداشتم كه تو بيداري!

8- از سران فتنه كه ماموريت بيروني دارند و نيز از برخي آلودگان به چرب و شيرين دنيا و گرفتارشدگان در تعصب هاي كور گروهي و جناحي انتظار حق گويي و واقع بيني نمي رود، اما، از كساني كه مي دانيم نيت خير دارند و از آلودگي به دورند، انتظار مي رود ساده انديشي را كنار بگذارند و چشم ها از غبار بشويند تا اهداف اصلي فتنه گران را همانگونه كه هست ببينند. آيا حمله آشكار سران فتنه به اسلام و انقلاب و امام و رهبري و از همه بي شرمانه تر، حمله به امام حسين(ع) را نمي بينند؟! آيا آمريكا و اسرائيل و سلطنت طلب ها و بهائيان و منافقين و همه دشمنان تابلودار اسلام را مشاهده نمي كنند كه به حمايت از فتنه و سران فتنه برخاسته اند؟! جنگ احزاب است با سناريوي صفين، آن روز برخي اين هشدار را درك نمي كردند كه؛

«امروز پاره پاره قرآن به نيزه هاست

فردا سر حسين(ع) كه قرآن پرپر است»

+ نوشته شده در یکشنبه 20 دی1388ساعت 13:50 توسط حامد |

سؤال: چرا متهمان اصلی حوادث اخیر محاکمه نمی شوند؟

پاسخ:

«کاری که پیش آمده از جاهلیّت است، شورشیان یار و یاور دارند، اگر برای کیفر دادنشان حرکتی آغاز شود، مردم به چند دسته تقسیم می شوند: گروهی خواسته های شما را دارند، و عدّه ای بر خلاف شما فکر می کنند، و گروهی نه این را می پسندند و نه آن را. پس صبر کنید تا مردم آرام شوند، و دل های مضطرب در جای خود قرار گیرد، و حقوق از دست رفته با مدارا گرفته شود. اکنون مرا آسوده گذارید، و در انتظار فرمان من باشید. کاری نکنید که قدرت ما را تضعیف کند، و اقتدار امّت، ما را متزلزل سازد و سستی و زبونی به بار آورد. این جریان سیاسی را تا می توانم مهار می کنم، امّا اگر چاره ای نیابم، با آنان می جنگم (که سر انجام درمان، داغ کردن است).»

خطبه 168 – نهج البلاغه امیرالمؤمنین علی(علیه السلام)

این مطلبو محمد تو وبلاگش گذاشته بود خیلی جالب بود گفتم من هم بذارم!

+ نوشته شده در دوشنبه 9 آذر1388ساعت 19:18 توسط حامد |

شنبه: 6 صبح تا 8 شب سر كار بودم، خسته شدم؛ ولی وقتی یاد دیروز می افتم  خستگی ام در می رود.
یكشنبه: 6 صبح رفتم سر كار. اضافه كاری نایستادم. یادم باشد جمعه بروم یك دست كت و شلوار بخرم.
دوشنبه: 6 صبح رفتم سر كار، تا 9 شب به جای علوی ماندم. قرار شد جمعه برویم كوه.
سه شنبه: 6 صبح رفتم سر كار. مهشید زنگ زد جمعه ناهار دعوتم كرد. ساعت 4 برگشتم خانه، یك كم تلویزیون دیدم.
چهارشنبه: 6 صبح رفتم سر كار. ساعت 4 كه برمی گشتم، برای كوهنوردی جمعه، كوله خریدم.
پنجشنبه: 6 صبح رفتم سركار. ساعت 2 برگشتم. امشب باید زود بخوابم.
جمعه: ساعت 6 ساعت زنگ زد. از آن موقع تا حالا نشسته ام بالای سر خودم. نمی دانم چرا بلند نمی شوم. خواهش می كنم بلند شو. خواهش می كنم

منبع: لوح

+ نوشته شده در سه شنبه 3 آذر1388ساعت 16:28 توسط حامد |

گفتیم در هفته دفاع مقدس وبلاگ ما هم از غافله عقب نمونه!

مراسم غبارروبي مزار شهدا در هفته دفاع مقدس

+ نوشته شده در شنبه 4 مهر1388ساعت 14:27 توسط حامد |

از مسجد ارک تا بازار قدیمی تهران راهی نیست و برنامه شان هم اینجوری با هم تنظیم میشود که وقتی همه کسبه کرکره را کشیده اند پایین و رفته اند خانه، اینجا تازه اول کاسبی است! کاسب هایی که دل شب تازه میزنند بیرون. تهرانِ حالا که البته شب ندارد و انگار مردم نمی خواهند هیچ وقت سنگر خیابان خالی بماند اما استثنائا برای ماه رمضان آدم های عاقل زودتر بساط شبانه را جمع می کنند و چراغ خاموش می کنند و می خوابند که مبادا سحری خواب بمانند و یک روز بلند گرسنگی با چاشنی دویدن و دود و داد و هوار و دل‌ضعفه!

شاید خیلی معنی ندارد که آدم نصفه شب برود مناجات، خصوصا از نظر کسانی که عادت کرده‎اند منبر و روضه‏شان را از قاب تلویزیون، تماشا کنند و روی کاناپه یا فرقی نمی‎کند کف زمین، برُوبر تصویر مجلسی را ببینند یا با هدفون در خیابان و مترو گاهی چیزی گوش کنند.

اما بعضی عقلا هم مرام شان فرق می کند و شبهای ماه رمضان بیدارند اما نه پای رسانه‎ها. معلوم نیست این آدم ها که تازه 12 شب برای شان اول شب است و تا ساعتی مانده به اذان هم مدهوش نسیم‎های معنوی مسجد ارکند، کی هُل‌هُلکی به خانه می‌رسند و کی سحری خوردن و نخوردن و ادای فریضه نماز و بعد هم تن سپردن به فریضه خوابی که تا سه چهار ساعت بعدش قضا می‏شود! البته دولت هم که ساعتی فرجه رمضانیه داده و خواب شیرین بامدادی مردم تمدید نموده و زنگ رحیل به تعویق انداخته. خدایش خیر دهاد! که همه از عارف و عامی معترفند به شیرینی این تصمیم کارشناسانه!

خلاصه، عموم اهل تهران دست کم شنیده‎اند که جایی در حوالی جنوب شهر، هیئتی هست به نام حسین جان که در همین سالهای گذشته با واقعه آتش سوزی مسجد ارک و تشییع شهدایش باز بر سر زبان مردم و رسانه ها افتاد.

اصالت معنا یا فرم؟

یک تفاوت وجود دارد. گو اینکه اینجا همه سبک های مداحان قدیم را در صحن و سرای خویش متراکم و محبوس ساخته و هنوز بیرون نریخته! اصالت آن سبکها را ذخیره کرده برای آیندگان. نغمه‏های مدیحه و مرثیه‏اش از شر پاپ و جاز و راک‏زدگی در امان مانده و فقط فرم را بر سر مشتری‎اش آوار نمی‌کند بلکه روح و معنا بر اشعار و مناجات ها حاکم است. همه‎اش شور و سینه زنی و سبک نیست. چون مخاطب هم برای این نیامده. تفاوت در اینجاست که مخاطب این جلسه، مداح اصیل میخواهد نه ستاره مداحی! اینگونه است که سال‎های سال یک تهران است و یک مسجد ارک.

جوانترها می گویند نسل ما به "حاج منصور" بدهکار است. چونکه سالی یکی دو ماه از لابلای افسردگی و خستگی و هزار یک جور چاله و چاه و گناه -که مثل هوای آلوده به جان تهران جدید افتاده- فراری می شوند و می آیند پای مناجات و روضه هیئت حسین‌جان، و دلشان حسین‌جان‌گویان صیقل میگیرد مثل روز اولش! و این "دل" همیشه شب ها از شهر که به خانه می آمد، ایمانش را توی خیابان ها دود می‌کرد و به هوا می‌فرستاد و شب کوله بار سنگین کفر به خانه می آورد و حالا بر عکس است که "صبح کافر" و "شب مومن" شده است. آخرالزمان همین است دیگر!

تاریخ مناجات خوانی دسته جمعی

گفته شده که مناجات و ادعیه را دسته جمعی خواندن، از ابتکارات مرحوم آیت الله شاه آبادی بوده است. وقتی که استبداد رضاخانی هیئات را می بست ایشان برای تقویت متدینین، خواندن کمیل و توسل و ندبه را به شکل امروزی اش در مساجد رواج داد. روضه های خانگی هم که امروز بیشتر زنانه است از باقیات صالحات ایشان است.

همه می‎آیند مناجات. اما بعضی ها از جلسه حاج منصور توقع بیشتری دارند. گو اینکه در میان زیر و بم صدای جاودانه مسجد ارک و سخنان و مناجاتهایش، دنبال معنویت و صفای شیخ محمود تحریری هستند. حاج منصور ارضی خودش در مصاحبه‎ای می گوید از سه نفر بهره برده: "یکی شیخ محمود نجفی، استاد اعظم ما که در وادی السلام قم مدفون هستند. دیگری حاج آقای سراج، که در صحن شاه عبدالعظیم دفن شده اند و دیگری شیخ محمود تحریری که از شاگردان برجسته مرحوم شاه آبادی و هم سلک امام بودند." (مصاحبه به سایت خیمه)

سیاست به سبک مسجد ارک

اما دنبال هر چه که باشید، سیاست از قدیم نمک گپ و گفت ایرانیان بوده و اینجا هم سخن از سیاست و تحلیل اوضاع مملکت از اجزای جدانشدنی این برنامه چند ساعته است و خواننده مجلس هر از چندی به قدر وظیفه، به شخص یا گروهی -که فرقی نمی کند راست باشد یا چپ یا میانه- هجمه‎ای میکند و تذکری می‏دهد. تعریضات او به آقای رفسنجانی زبانزد است. حالا با خط سیاسی شما بخواند یا نه، باید دانست که بالاخره اینجا مسجد ارک است و میان سینه‌زنها و گریه‎کن‌های پر و پا قرص هیئت حاج منصور است که حرفش را می‎خوانند و می‏خرند.

و برخی که ارادت و فراغت بیشتری دارند جلسات دیگر را هم می‎روند. هفته به هفته سیدالکریم(س) در شهر ری شاهد است که در نیمه های ‌شب چند هزار زائر ‌کمیل‌خوان دارد که تا صبح بیدارند. همینطور سالهای سال است که زیارت عاشورای لباس فروشها در چهار راه مخبر الدوله، معروف به "صنف" شاهد روضه‏ها و اشک و سوز این پیر غلام دلسوخته است.

تو خیابونیا!

امسال هم توی خیابان، تا میدان آدم می‌نشیند. آن چند متر فرش توی خیابان که پر می‏شود مردم با سجاده و روزنامه و چفیه، زیرانداز درست می‌کنند و روی آسفالت می‌نشینند. سالهای اخیر که مترو تهران هم دم میدان ایستگاهی زده، جلسه محرم شلوغ تر شده. وقتیکه در ایستگاه پانزده خرداد از فضای تمیز و بی روح مترو بیایید بیرون یکراست تا مسجد ارک دو دقیقه بیشتر راه نیست، البته اگر بپیچید سمت فلافلی‏ها یا بساطی‏هایی که متعلقات و محصولات هیئتی می فروشند باز هم صدا می‎رسد و فیض می برید. خصوصا که از فلافلی‏های روبروی هیئت استقبال خاصی می‏شود. خیلی‏ها طعمش را زیر زبان دارند و می‌دانند آن ترشی را که گاریچی‎ها می گذارند تنگ فلافلشان، کار را با خیلی جاها متفاوت می‎کند.

التماس دعا

اما مناجات ماه رمضان ساعت یک شروع می شود و سه تمام. مترو تعطیل است و اگر خودتان وسیله نداشته باشید با زحمت راه و مهم تر از آن چند هزار تومن کرایه، حسابی پیاده می‏شوید. با این توصیف اگر عزم کردید و رفتید، حتما نرسیده قبول است و آنجا از دعا برای دیگران فراموش نکنید.

+ نوشته شده در شنبه 31 مرداد1388ساعت 14:12 توسط حامد |

من تا حالا به این اعتقاد داشتم که باید به شعور مخاطب احترام گذاشت و در قسمت نظرات وبلاگم نظرات رو بدون تائید مدیر وبلاگ نمایش می دادم

ولی اخیرا چند تا از دوستان با شعور؟؟؟!!! اقدام به فحاشی و توهین در قسمت نظرات کردند که البته ازشون انتظار بیشتری نمی رفت (خوب اینها هم مثل رئیسشون فقط شعار بعضی چیزها رو میدن)

بنده هم به پیشنهاد دوستان از این به بعد قسمت نظرات رو آزاد نمی کنم چون که خلایق را هر چه لایق

 

+ نوشته شده در شنبه 31 مرداد1388ساعت 13:52 توسط حامد |

سلام

این عکس ها از نماز اولی های جمعه است که یا با کفش نماز خوندن یا بدون چادر یا زن و مرد در کنار هم ولی خوب برای شروع خوب بود... جدا موسوی باید به این طرفدارا افتخار کنه!

+ نوشته شده در شنبه 27 تیر1388ساعت 18:43 توسط حامد |

در نجف سینه بی قرار از عشق

گفت:لایمکن الفرار از عشق

 

غزلی نذر حضرت مولا 

مولای ما نمونهء دیگر نداشته است

اعجاز خلقت است و برابر نداشته است

وقت طواف دور حرم فکر می کنم

این خانه بی دلیل ترک برنداشته است

دیدیم در غدیر که دنیا به جز علی

آیینه ای برای پیمبر نداشته است

سوگند می خورم که نبی شهر علم بود

شهری که جز علی در دیگر نداشته است

طوری ز چارچوب در قلعه کنده است

انگار قلعه هیچ زمان در نداشته است

یا غیر لافتی صفتی در خورش نبود

یا جبرِِییل واژهء بهتر نداشته است

چون روز روشن است که در جهل گمشده است

هر کس که ختم نادعلی بر نداشته است

 

این شعر استعاره ندارد برای او

تقصیر من که نیست برابر نداشته است

+ نوشته شده در یکشنبه 14 تیر1388ساعت 10:23 توسط حامد |

زمانه‌ی عجیبی‌ست؛
تکرار تاریخ معاصر و تاریخ صدر اسلام، اما با یک فرق مهم؛ مردمان تاریخ معاصر و امروز و این زمانه، پشت ولی زمانشان را خالی نکردند و تنهایش نگذاشتند.

قرآن‌های سر نیزه و خدعه‌های عمرعاص و الله و اکبرهای سر پشت بام این شب‌ها، که البته هر شب کمتر می‌شود و بیانیه‌های از سر درماندگی گاه و بی‌گاه مردی که می‌گفت: "ادب مرد به ز دولت اوست" !!! چه شباهت‌های نعل به نعلی دارند با روش‌های آنانی که کارزار جمل را برپا کردند!
و چه زیبا بود الله و اکبرهای دختربچه‌ی 5 ساله همسایه ‌زرتشتی‌مان! که شاید در این بازار آشفته، ذخیره آخرتی باشد برای مردی با شال سبز! حیف که فقط یک شب آمد، آن هم برای 5 دقیقه!!!

و وای بر روزی که خودی‌هایشان! پته‌های پر نیرنگشان را نقش بر آب کنند و بگویند، برخی از اسرار مگو را!

باز هم به غیرت تو، سید امیر حسین مهدوی، عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین [انقلاب اسلامی]، که با تمام جوانیت، فهمیدی که چه شد و چه دست‌هایی از پشت پرده، روزهای قشنگ انتخاباتمان را به اغتشاش و بلوا کشید.
و باید دیدنی باشد، چهره‌ی آن‌ها که داعیه سی سال انقلابی بودن را یدک می‌کشند! و هنوز در جهل مرکب خود غوطه‌ورند!
آنهایی که نه خوابند که بیدارشان کنی و نه جاهل که پندشان دهی؛ بلکه عاقلند در خیانت خود و خود را به خواب کوری زده‌اند که عاقبتش موت است!

آنانی که در مجمع روحانیون مبارز، بیانیه منافقانه صادر می‌کنند و یادآور می‌شوند مردان شورای حکمیت را! که علی(ع) را خانه نشین کرد و اگر آن روز یک ابوموسی اشعری بود و یک طلحه و زبیر، امروز، جمعشان جمع است در لباس پیامبر!!! به نام روحانیون مبارز!!!

و این روزها هنوز منتظر ارائه اسناد و مدارک تقلب در انتخابات توسط مرد قانون!! و هم پیالگی‌هایش هستیم! تا مشخص شود خون تعدادی از جوانان این آب و خاک، دامن چه کسانی را آلوده است!

و در پایان باید بگویم:
"از دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست"!

+ نوشته شده در یکشنبه 7 تیر1388ساعت 9:40 توسط حامد |