تبليغاتX
ستاینده ستوده

JavaScript Codes

گفتیم در هفته دفاع مقدس وبلاگ ما هم از غافله عقب نمونه!

مراسم غبارروبي مزار شهدا در هفته دفاع مقدس

+ نوشته شده در شنبه 4 مهر1388ساعت 14:27 توسط حامد |

از مسجد ارک تا بازار قدیمی تهران راهی نیست و برنامه شان هم اینجوری با هم تنظیم میشود که وقتی همه کسبه کرکره را کشیده اند پایین و رفته اند خانه، اینجا تازه اول کاسبی است! کاسب هایی که دل شب تازه میزنند بیرون. تهرانِ حالا که البته شب ندارد و انگار مردم نمی خواهند هیچ وقت سنگر خیابان خالی بماند اما استثنائا برای ماه رمضان آدم های عاقل زودتر بساط شبانه را جمع می کنند و چراغ خاموش می کنند و می خوابند که مبادا سحری خواب بمانند و یک روز بلند گرسنگی با چاشنی دویدن و دود و داد و هوار و دل‌ضعفه!

شاید خیلی معنی ندارد که آدم نصفه شب برود مناجات، خصوصا از نظر کسانی که عادت کرده‎اند منبر و روضه‏شان را از قاب تلویزیون، تماشا کنند و روی کاناپه یا فرقی نمی‎کند کف زمین، برُوبر تصویر مجلسی را ببینند یا با هدفون در خیابان و مترو گاهی چیزی گوش کنند.

اما بعضی عقلا هم مرام شان فرق می کند و شبهای ماه رمضان بیدارند اما نه پای رسانه‎ها. معلوم نیست این آدم ها که تازه 12 شب برای شان اول شب است و تا ساعتی مانده به اذان هم مدهوش نسیم‎های معنوی مسجد ارکند، کی هُل‌هُلکی به خانه می‌رسند و کی سحری خوردن و نخوردن و ادای فریضه نماز و بعد هم تن سپردن به فریضه خوابی که تا سه چهار ساعت بعدش قضا می‏شود! البته دولت هم که ساعتی فرجه رمضانیه داده و خواب شیرین بامدادی مردم تمدید نموده و زنگ رحیل به تعویق انداخته. خدایش خیر دهاد! که همه از عارف و عامی معترفند به شیرینی این تصمیم کارشناسانه!

خلاصه، عموم اهل تهران دست کم شنیده‎اند که جایی در حوالی جنوب شهر، هیئتی هست به نام حسین جان که در همین سالهای گذشته با واقعه آتش سوزی مسجد ارک و تشییع شهدایش باز بر سر زبان مردم و رسانه ها افتاد.

اصالت معنا یا فرم؟

یک تفاوت وجود دارد. گو اینکه اینجا همه سبک های مداحان قدیم را در صحن و سرای خویش متراکم و محبوس ساخته و هنوز بیرون نریخته! اصالت آن سبکها را ذخیره کرده برای آیندگان. نغمه‏های مدیحه و مرثیه‏اش از شر پاپ و جاز و راک‏زدگی در امان مانده و فقط فرم را بر سر مشتری‎اش آوار نمی‌کند بلکه روح و معنا بر اشعار و مناجات ها حاکم است. همه‎اش شور و سینه زنی و سبک نیست. چون مخاطب هم برای این نیامده. تفاوت در اینجاست که مخاطب این جلسه، مداح اصیل میخواهد نه ستاره مداحی! اینگونه است که سال‎های سال یک تهران است و یک مسجد ارک.

جوانترها می گویند نسل ما به "حاج منصور" بدهکار است. چونکه سالی یکی دو ماه از لابلای افسردگی و خستگی و هزار یک جور چاله و چاه و گناه -که مثل هوای آلوده به جان تهران جدید افتاده- فراری می شوند و می آیند پای مناجات و روضه هیئت حسین‌جان، و دلشان حسین‌جان‌گویان صیقل میگیرد مثل روز اولش! و این "دل" همیشه شب ها از شهر که به خانه می آمد، ایمانش را توی خیابان ها دود می‌کرد و به هوا می‌فرستاد و شب کوله بار سنگین کفر به خانه می آورد و حالا بر عکس است که "صبح کافر" و "شب مومن" شده است. آخرالزمان همین است دیگر!

تاریخ مناجات خوانی دسته جمعی

گفته شده که مناجات و ادعیه را دسته جمعی خواندن، از ابتکارات مرحوم آیت الله شاه آبادی بوده است. وقتی که استبداد رضاخانی هیئات را می بست ایشان برای تقویت متدینین، خواندن کمیل و توسل و ندبه را به شکل امروزی اش در مساجد رواج داد. روضه های خانگی هم که امروز بیشتر زنانه است از باقیات صالحات ایشان است.

همه می‎آیند مناجات. اما بعضی ها از جلسه حاج منصور توقع بیشتری دارند. گو اینکه در میان زیر و بم صدای جاودانه مسجد ارک و سخنان و مناجاتهایش، دنبال معنویت و صفای شیخ محمود تحریری هستند. حاج منصور ارضی خودش در مصاحبه‎ای می گوید از سه نفر بهره برده: "یکی شیخ محمود نجفی، استاد اعظم ما که در وادی السلام قم مدفون هستند. دیگری حاج آقای سراج، که در صحن شاه عبدالعظیم دفن شده اند و دیگری شیخ محمود تحریری که از شاگردان برجسته مرحوم شاه آبادی و هم سلک امام بودند." (مصاحبه به سایت خیمه)

سیاست به سبک مسجد ارک

اما دنبال هر چه که باشید، سیاست از قدیم نمک گپ و گفت ایرانیان بوده و اینجا هم سخن از سیاست و تحلیل اوضاع مملکت از اجزای جدانشدنی این برنامه چند ساعته است و خواننده مجلس هر از چندی به قدر وظیفه، به شخص یا گروهی -که فرقی نمی کند راست باشد یا چپ یا میانه- هجمه‎ای میکند و تذکری می‏دهد. تعریضات او به آقای رفسنجانی زبانزد است. حالا با خط سیاسی شما بخواند یا نه، باید دانست که بالاخره اینجا مسجد ارک است و میان سینه‌زنها و گریه‎کن‌های پر و پا قرص هیئت حاج منصور است که حرفش را می‎خوانند و می‏خرند.

و برخی که ارادت و فراغت بیشتری دارند جلسات دیگر را هم می‎روند. هفته به هفته سیدالکریم(س) در شهر ری شاهد است که در نیمه های ‌شب چند هزار زائر ‌کمیل‌خوان دارد که تا صبح بیدارند. همینطور سالهای سال است که زیارت عاشورای لباس فروشها در چهار راه مخبر الدوله، معروف به "صنف" شاهد روضه‏ها و اشک و سوز این پیر غلام دلسوخته است.

تو خیابونیا!

امسال هم توی خیابان، تا میدان آدم می‌نشیند. آن چند متر فرش توی خیابان که پر می‏شود مردم با سجاده و روزنامه و چفیه، زیرانداز درست می‌کنند و روی آسفالت می‌نشینند. سالهای اخیر که مترو تهران هم دم میدان ایستگاهی زده، جلسه محرم شلوغ تر شده. وقتیکه در ایستگاه پانزده خرداد از فضای تمیز و بی روح مترو بیایید بیرون یکراست تا مسجد ارک دو دقیقه بیشتر راه نیست، البته اگر بپیچید سمت فلافلی‏ها یا بساطی‏هایی که متعلقات و محصولات هیئتی می فروشند باز هم صدا می‎رسد و فیض می برید. خصوصا که از فلافلی‏های روبروی هیئت استقبال خاصی می‏شود. خیلی‏ها طعمش را زیر زبان دارند و می‌دانند آن ترشی را که گاریچی‎ها می گذارند تنگ فلافلشان، کار را با خیلی جاها متفاوت می‎کند.

التماس دعا

اما مناجات ماه رمضان ساعت یک شروع می شود و سه تمام. مترو تعطیل است و اگر خودتان وسیله نداشته باشید با زحمت راه و مهم تر از آن چند هزار تومن کرایه، حسابی پیاده می‏شوید. با این توصیف اگر عزم کردید و رفتید، حتما نرسیده قبول است و آنجا از دعا برای دیگران فراموش نکنید.

+ نوشته شده در شنبه 31 مرداد1388ساعت 14:12 توسط حامد |

من تا حالا به این اعتقاد داشتم که باید به شعور مخاطب احترام گذاشت و در قسمت نظرات وبلاگم نظرات رو بدون تائید مدیر وبلاگ نمایش می دادم

ولی اخیرا چند تا از دوستان با شعور؟؟؟!!! اقدام به فحاشی و توهین در قسمت نظرات کردند که البته ازشون انتظار بیشتری نمی رفت (خوب اینها هم مثل رئیسشون فقط شعار بعضی چیزها رو میدن)

بنده هم به پیشنهاد دوستان از این به بعد قسمت نظرات رو آزاد نمی کنم چون که خلایق را هر چه لایق

 

+ نوشته شده در شنبه 31 مرداد1388ساعت 13:52 توسط حامد |

سلام

این عکس ها از نماز اولی های جمعه است که یا با کفش نماز خوندن یا بدون چادر یا زن و مرد در کنار هم ولی خوب برای شروع خوب بود... جدا موسوی باید به این طرفدارا افتخار کنه!

+ نوشته شده در شنبه 27 تیر1388ساعت 18:43 توسط حامد |

در نجف سینه بی قرار از عشق

گفت:لایمکن الفرار از عشق

 

غزلی نذر حضرت مولا 

مولای ما نمونهء دیگر نداشته است

اعجاز خلقت است و برابر نداشته است

وقت طواف دور حرم فکر می کنم

این خانه بی دلیل ترک برنداشته است

دیدیم در غدیر که دنیا به جز علی

آیینه ای برای پیمبر نداشته است

سوگند می خورم که نبی شهر علم بود

شهری که جز علی در دیگر نداشته است

طوری ز چارچوب در قلعه کنده است

انگار قلعه هیچ زمان در نداشته است

یا غیر لافتی صفتی در خورش نبود

یا جبرِِییل واژهء بهتر نداشته است

چون روز روشن است که در جهل گمشده است

هر کس که ختم نادعلی بر نداشته است

 

این شعر استعاره ندارد برای او

تقصیر من که نیست برابر نداشته است

+ نوشته شده در یکشنبه 14 تیر1388ساعت 10:23 توسط حامد |

زمانه‌ی عجیبی‌ست؛
تکرار تاریخ معاصر و تاریخ صدر اسلام، اما با یک فرق مهم؛ مردمان تاریخ معاصر و امروز و این زمانه، پشت ولی زمانشان را خالی نکردند و تنهایش نگذاشتند.

قرآن‌های سر نیزه و خدعه‌های عمرعاص و الله و اکبرهای سر پشت بام این شب‌ها، که البته هر شب کمتر می‌شود و بیانیه‌های از سر درماندگی گاه و بی‌گاه مردی که می‌گفت: "ادب مرد به ز دولت اوست" !!! چه شباهت‌های نعل به نعلی دارند با روش‌های آنانی که کارزار جمل را برپا کردند!
و چه زیبا بود الله و اکبرهای دختربچه‌ی 5 ساله همسایه ‌زرتشتی‌مان! که شاید در این بازار آشفته، ذخیره آخرتی باشد برای مردی با شال سبز! حیف که فقط یک شب آمد، آن هم برای 5 دقیقه!!!

و وای بر روزی که خودی‌هایشان! پته‌های پر نیرنگشان را نقش بر آب کنند و بگویند، برخی از اسرار مگو را!

باز هم به غیرت تو، سید امیر حسین مهدوی، عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین [انقلاب اسلامی]، که با تمام جوانیت، فهمیدی که چه شد و چه دست‌هایی از پشت پرده، روزهای قشنگ انتخاباتمان را به اغتشاش و بلوا کشید.
و باید دیدنی باشد، چهره‌ی آن‌ها که داعیه سی سال انقلابی بودن را یدک می‌کشند! و هنوز در جهل مرکب خود غوطه‌ورند!
آنهایی که نه خوابند که بیدارشان کنی و نه جاهل که پندشان دهی؛ بلکه عاقلند در خیانت خود و خود را به خواب کوری زده‌اند که عاقبتش موت است!

آنانی که در مجمع روحانیون مبارز، بیانیه منافقانه صادر می‌کنند و یادآور می‌شوند مردان شورای حکمیت را! که علی(ع) را خانه نشین کرد و اگر آن روز یک ابوموسی اشعری بود و یک طلحه و زبیر، امروز، جمعشان جمع است در لباس پیامبر!!! به نام روحانیون مبارز!!!

و این روزها هنوز منتظر ارائه اسناد و مدارک تقلب در انتخابات توسط مرد قانون!! و هم پیالگی‌هایش هستیم! تا مشخص شود خون تعدادی از جوانان این آب و خاک، دامن چه کسانی را آلوده است!

و در پایان باید بگویم:
"از دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست"!

+ نوشته شده در یکشنبه 7 تیر1388ساعت 9:40 توسط حامد |

امروز تولدمه!

وقت ندارم زیاد در مورد تولد و اینکه آدم باید هر سال چه تصمیماتی بگیره و ... بنویسم فقط این عکس که مال ۲ سالگیمه رو گذاشتم. (برای مشاهده عکس در اندازه واقعی روی آن کلیک کنید.)

یا علی!

Free Image Hosting by FreeImageHosting.net

+ نوشته شده در چهارشنبه 13 خرداد1388ساعت 9:0 توسط حامد |

مثل این‌که قضیه فرار از مناظره فقط به نمایندگان و طرفداران برخی کاندیداها محدود نشده و دامن بعضی از کاندیداها را هم گرفته!

یادم میاد سال 80 هم خاتمی از مناظره با احمد توکلی شانه خالی کرد و گفت: لزومی به مناظره نمی‌بینه! فکر می‌کنم فهمیده بود که نمی‌تونه جلوی توکلی حرفی برای گفتن داشته باشه و به خاطر همین؛ الفرار!!

از گوشه و کنار ستاد برخی از کاندیداها و مشاوران خوش فکرشان! صدای عدم قبول مناظره و لغو برنامه‌های مناظره زنده در تلوزیون داره به گوش می‌رسه.

به نظر من کسی که حرفی برای گفتن و یا عرضه حرف زدن نداشته باشه از مناظره فرار می کنه که در صورت دلیل اول، کسی که نمی‌دونه باید چه کاری انجام بده وطرح و برنامه درست و حسابی نداره، بی‌خود کاندید شده! و در صورت دلیل دوم، کسی که عرضه حرف زدن نداره، چطوری می خواهد در مجامع ملی و بین‌المللی حاضر بشه و از حقوق ملت دفاع کنه؟

من که شخصاً منتظر مناظره‌ها هستم تا ببینم کاندیداهای چهارگانه، چند مرده حلاجن.

در ضمن سرم خیلی شلوغه هم امتحانای دانشگاه (این ترم ۲۰ واحد دارم!) هم کارای دیگه.

 شرمنده که نمی رسم به روز کنم.

یا علی

+ نوشته شده در دوشنبه 11 خرداد1388ساعت 16:22 توسط حامد |

زیر باران دوشنبه بعد از ظهر

اتفاقی مقابلم رخ داد

وسط کوچه ناگهان دیدم

زن همسایه بر زمین افتاد

سیب ها روی خاک غلطیدند

چادرش در میان گرد وغبار

قبلا این صحنه را...نمی دانم

در من انگار می شود تکرار

آه سردی کشید،حس کردم

کوچه آتش گرفت از این آه

و سراسیمه گریه در گریه

پسر کوچکش رسید از راه

گفت:آرام باش! چیزی نیست

به گمانم فقط کمی کمرم...

دست من را بگیر،گریه نکن

مرد گریه نمی کند پسرم

چادرش را تکاند، با سختی

یا علی گفت و از زمین پا شد

پیش چشمان بی تفاوت ما

ناله هایش فقط تماشا شد

 

صبح فردا به مادرم گفتم

گوش کن ! این صدای روضهء کیست

طرف کوچه رفتم و دیدم

در ودیوار خانه ای مشکی است

مربع

با خودم فکر می کنم حالا

کوچه ء ما چقدر تاریک است

گریه،مادر،دوشنبه،در،کوچه

راستی! فاطمیه نزدیک است...

+ نوشته شده در چهارشنبه 16 اردیبهشت1388ساعت 8:52 توسط حامد |

درست چند ساعت بعد از این فرمایشات رهبری که:
«من انتظارم این است: کسانى که با ملت ایرانند، جزو ملت ایرانند، توقع دارند ملت ایران به آنها توجه کنند، اینها دیگر علیه ملت ایران حرف نزنند و انتخابات ملت ایران را زیر سؤال نبرند. مرتب تکرار نکنند که آقا این انتخابات سالم نیست؛ انتخابات، انتخابات نیست. چرا دروغ میگویند؟ چرا بى‏انصافى میکنند؟ چرا خلاف واقع میگویند؟»
 
و جلسه تبلیغاتی موج سوم برگزار شد. البته میرحسین موسوی و مهدی کروبی کمیته‌ای را با عنوان صیانت از آرا (!) تشکیل داده‌اند اما تکرار حرفشان کمی عجیب و در عین حال غیرعجیب است! در این جلسه موسوی پیرو نظرات و نگرانی‌های قبلی(!) خود درباره آرا گفته است:
جوانان ما انتخاباتی را می‌خواهند که در آن بیم تقلب وجود نداشته باشد و دستکاری نشود(!)
 
خنده‌دار اینجاست که همین آقا در ادعاهای دیگری گفته است:
«میرحسین موسوی: مقام معظم رهبری محور وحدت ملت ماست»
«موسوی: حتماً ارتباطی قوی با مقام معظم رهبری ایجاد خواهم کرد »
«موسوی:رهنمود رهبری مشکلات کشور را حل می کند»
 
این آدما ملت ما رو چی فرض کردن؟؟؟
+ نوشته شده در شنبه 12 اردیبهشت1388ساعت 11:42 توسط حامد |

حاجی در چند روز اخیر اعتراضاتی به میر حسین داشته اند که در زیر چند نمونه از آن را ذکر می کنم:

۱. اینانی راکه بیست سال نیست و نابود بوده اند را از سروش بدتر خطاب کرده و حضورشان را بعد از این همه سال مورد سوال و انتقاد قرار داد. (در ضمن قبلا حاجی سروش را با عنوان عبدالشیطان خطاب کرده بود)

۳. با شاره به فرمایش امیرالمومنین ع در نهج البلاغه قریب به این مضمونکه هر که در کار خود از وزرای بد و بی دین استفاده کند مقصر است اشاره به اوایل انقلاب کرد که اینانی که در سالهای اولین انقلاب تشکیل کابینه دادند از وزرای بی دین استفاده کردند که رنگ رخسارخبر میدهد از سر درون.

۲. ازاین آقایونی که به تازگی به تقلید ازدولت به سفر استانی البته این بار برای تبلیغ خودشان میروند بپرسید آیا اگر رای هم بیاورند باز هم به اینچنین رویکردی میپردازند؟

یا علی

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 9 اردیبهشت1388ساعت 10:16 توسط حامد |

در هفته جاری آقای علی مطهری طی یادداشتی در روزنامه اعتماد ملی تمام آنچه که از اصل مترقی ولایت فقیه دریافت نموده اند را به نمایش گذاشتند.

ایشان در یادداشت خود در این روزنامه نوشتند:

" اساسا طبیعت انتخابات این است که هر کس شخصا به اصلح برسد و برای او تبلیغ کند و به فرض محال که نظر رهبری را هم بداند هیچ الزامی به متابعت از آن نیست مگر اینکه از زاویه عشق به مساله نگاه کنیم و اینکه عاشق نمی تواند خلاف نظر معشوق عمل کند و آنجا که عشق به میان آمد عقل کاره ای نیست."

1. یاد یک جمله از دکتر احمدی نژاد افتادم که زندگی زیر سایه ولی فقیه تمرین برای زندگی در کنار معصوم است.(نقل به مضمون)

 حتما آقای مطهری زندگی در کنار معصوم را در کتاب های درسی که ـ خواندند و نفهمیدند و اشتباه عمل کردند ـ تمرین کرده اند و شاید هم در زمان معصوم هم هیچ الزامی برای متابعت از امر او ندارند.

 

2. شهید آوینی می گوید که عقل، عشق را تصدیق می کند تا زمانی که رابطه آن با منشاء الهی و حق قطع نشده باشد واگر چنین شد هیچ نزاعی بین این دو وجود ندارد ولی اگر عقل را این عقل مادی روزمره بنامیم همواره بین عقل و عشق این نزاع وجود دارد. (نقل به مضمون)

و مثل اینکه عقل آقای مطهری فاقد این رابطه با منشاء الهی است که این چنین بین عقل و عشق شان دعوا افتاده.

                                                                                                                                                                              یا علی

+ نوشته شده در پنجشنبه 3 اردیبهشت1388ساعت 10:29 توسط حامد |

شهید  آوینی، پس از «مبانی توسعه تمدن غرب» و فریاد اعتراض به مرام«توسعه اقتصادی» در «تمدن و تحجر» در شماره اول و دوم «ماهنامه سوره» به این توّهم که «تفکر ما در برابر تفکر متعارف غربی از جاذبیت کم تری برخوردار است».اعتراض کرد:

«وزیر فرهنگ و ارشاد در نشستی که به دعوت انجمن اسلامی دانشگاه تهران انجام گرفته بود سخنانی ایراد کرد که سخت قابل تأمل است. ..آقای خاتمی گفته است:

آزادی از دیدگاه آنان یعنی رهایی از همه موانع برای انجام دادن هر آنچه که انسان – طبع اولیه انسان – تمایل به آن دارد و حدود این آزادی، آزادی دیگران است.
و در برابر این مفهوم آزادی، تصویری از دشواری حیات دینی ترسیم می کند و می گوید:
نظامی که ما عرضه می کنیم از طریق جهاد و ریاضت کسب می شود.  کسب تقوا کار بسیار مشکلی است.هدف زندگی غربی ها رفاه مادی و رسیدن به آزادی است. همچنین دشمن ما نسبت به مبانی فکری خود غیرتمند است و هر کس این مبانی را نپذیرد با او به ستیز بر می خیزد، از امکانات غول آسای تکنولوژی یا ظرفیت تکنیک ها در جهت القای افکار خود سود می جوید. این در شرایطی است که مثل گذشته در دنیا مرز وجود ندارد و هیچ قدرتی نمی تواند بین  افراد و واقعیت فاصله ایجاد  کند

پیش از آنکه به ادامه بحث بپردازیم باید بگویم که حتی اگر ما به اندازه غربی ها هم نسبت به مبانی فکری خود غیرتمند بودیم، اگر چه شرایط امروز ما به مراتب بهتر از این می بود که اکنون هست، اما باز هم طرح این بحث ها ضرور می نمود...  گویا وزیر محترم ارشاد اصل را براین قرار داده اند که اسلام فقط با دور کردن مردم از این واقعیت – یعنی عرف حیات غربی و غرب زده – محقق می شود و حال که نمی توان از این واقعیت فاصله گرفت، پس ما اعتراض و انتقاد را هم کنار بگذاریم و همان طور که در برابر نشان دادن کُشتی و بکس و... تسلیم شدیم، همه آنچه را که دشمن می خواهد بر ما تحمیل کند بپذیریم

... بنابراین، خلاف آنچه وزیر محترم ارشاد فرموده اند، خلأ مبتلا بهِ ما در نظم اجتماعی و روابط بین انسان ها، خلأ تئوریک نیست. اسلام در مقام نظر هیچ نقصی ندارد و نقص – هر چه هست – از آنجاست که تمدن امروز محصول فلسفه ای منقطع از وحی است. از یک سو تمدن غرب محصول تفکری عقلی است که در ذیل فلسفه یونان تحقق یافته است و از سوی دیگر، از لحاظ تاریخی نخستین بار است که مواجهه ای نظری و عملی میان تفکر دینی ما و تمدن فلسفی غرب روی می دهد و تا این مواجهه اتفاق نمی افتاد، حکمت نظری دین امکان نمی یافت که در صورتی عملی تنزل یابد و پاسخگوی مسائل روز باشد...  اگر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی می خواهد که حصارهای جهل و خرافه و تحجر را بشکند و جامعه را از تفریط باز دارد، باید با تجددِ افراطی نیز مبارزه کند تا مردم را از چاله ای به چاه نیفکند... »

+ نوشته شده در شنبه 29 فروردین1388ساعت 11:20 توسط حامد |

حاجی پنج شنبه قبل از دعای کمیل صحبت هایی کردند که بعضی از قسمت هاش به نقل از وبلاگ "دوستداران حاج منصور ارضی" در پایین اومده:

... در تفسیر دعای حضرت سجاد ع به انتقاد از سخنان نسجیده شاید هم سنجیده مغرضانه بعض از کاندیداها درقبال رهائی آینده اراذل و اوباش از بند قید و قانون بوسیله جمع آوری گشت های ارشاد پرداخت و به کنایه گفت:حتما قانون فقط برای مومنین باید باشد و مجرمین و دین گریزان آزاد و رها!

و در مورد دکتر هم گفتند:

{{ اگربعد ازریاست جمهوری جناب آقای احمدی نژاد حزب الله چراغ بردارد و بگردد شاید و شاید فردی آنهم شبیه به این مرد دلسوز نسبت به انقلاب و مردم به زحمت پیداکند}}

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 26 فروردین1388ساعت 10:20 توسط حامد |